+ برنامه یک چهارم نهایی یورو 2012

پنج شنبه 1 تیر ساعت 23:15

جمهوری چک-پرتقال

جمعه 2 تیر ساعت 23:15

آلمان-یونان

شنبه 3 تیر ساعت 23:15

اسپانیا-فرانسه

یکشنبه 4 تیر ساعت 23:15

انگلیس-ایتالیا

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/۱
تگ ها: یورو 2012
comment نظرات () لینک


+ روایتی از تلاش دانشجوی ایرانی

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٩
comment نظرات () لینک


+ ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست

گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

طربسرای محبت کنون شود معمور

که طاق ابروی یار منش مهندس شد

لب از ترشح می پاک کن برای خدا

که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود

که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

چو زر عزیز وجودست شعر من آری

قبول دولتیان کیمیای این مس شد

خیال آب خضر بست و جام کیخسرو

به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

ز راه میکده یاران عنان بگردانید

چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد 

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۸
comment نظرات () لینک


+ نامه تامل برانگیز پیرزن به خدا

یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
 خدای عزیزم بیوه زنی هشتاد و نه ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.

این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن …

کارمند اداره پست تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نود و شش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند …

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :

خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی … البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان نامرد اداره پست آن را برداشته‌اند!!!

+فدای دل های پاک و دست هایی که کمک می کنند

+امان از قضاوت نابجا و زود هنگام!

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٧
comment نظرات () لینک


+ تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

 

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

 

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

 

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

 

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته در بار تو هشیار شدی

 

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

 

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٤
comment نظرات () لینک


+ من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور، خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم شرری
که به جان آمدم و شهره بازار شدم

در میخانه گشایید به رویم شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

جامه زهد و ریا کندم، و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند می آلوده طلبکار شدم

بگذارید که از بتکده یادی بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۳
comment نظرات () لینک


+ گروه بندی و برنامه مسابقات یورو 2012

گروه بندی :

************************************
گروه A: لهستان، یونان، روسیه، چک

گروه B: آلمان، هلند، پرتغال، دانمارک(گروه مرگ)

گروه C: اسپانیا، ایتالیا، کرواسی، ایرلند

گروه D: انگلیس، فرانسه، اوکراین، سوئد

************************************

برنامه کامل مسابقات را در ادامه مطلب ببینید

امیدوارم که این مطلب مفید باشد و در زمان بندی شما موثر

ضمنا این پست با مشخص شدن تیم های صعود کننده آپدیت خواهد شد

...
ادامه مطلب
نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٩
comment نظرات () لینک


+ تاریخچه جام ملت‌های اروپا

                          جام ملت‌های اروپا 

فردا جمعه 19 خرداد چهاردهمین دوره جام ملت های اروپا یورو 2012 در کشورهای لهستان و اکراین به طور مشترک آغاز می شود و 11 تیر با برگزاری فینال قهرمان مشخص می شود.

جام ملت های اروپا عنوان رقابتی است که از سال 1960 هر چهار سال یک بار بین تیم های ملی برتر اروپا برگزار می شود.این بازی ها از سال 1996 با نام یورو برگزار می شود.بهترین تیم این بازی ها آلمان با سه قهرمانی و سه نایب فهرمانی است.

بهترین گلزن کل ادوار آن میشل پلاتینی از فرانسه با 9 گل زده است که هر 9 گل را در سال 1984 زد و یک تنه فرانسه را قهرمان کرد.رکورددار بازی نیز ادوین فن درسار از هلند و لیلیان تورام از فرانسه با 16 بازی هستند.

این رقابت ها با 16 تیم در دور اول 4 گروه 4 تیمی و در دور بعدی بین 8 تیم برتر مرحله گروهی به صورت حذفی برگزار می شود.از سال 1980 به بعد دیدار رده بندی از این بازی ها حذف شد.

                                               بهترین تیم ها

1-آلمان       ۳ قهرمانی       (۱۹۷۲, ۱۹۸۰, ۱۹۹۶)

                ۳ نایب قهرمانی (۱۹۷۶, ۱۹۹۲, ۲۰۰۸)

2-اسپانیا     ۲ قهرمانی                (۱۹۶۴, ۲۰۰۸)

                ۱ نایب قهرمانی                  (۱۹۸۴) 

3-فرانسه    ۲ قهرمانی               (۱۹۸۴ , ۲۰۰۰)

تیم های شوروی (روسیه)(1960) چک(1976) ایتالیا(1968) هلند(1988) دانمارک(1992) و یونان(2004) هر کدام یک بار قهرمان شده اند.

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱۸
comment نظرات () لینک


+ علی(ع) ای همای رحمت

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را
 

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٦
comment نظرات () لینک


+ امام خمینی(ره) روح خدا در کالبد زمان

امروز قصد دارم از بزرگی یک مرد حکایت کنم.

سید روح الله مصطفوی موسوی خمینی(ره)

مردی که برای بزرگی بدنیا آمد.مردی که برای نجات مردم از دست پهلوی آمد.مردمی که دویست و چند سال خواری و خفت را تحمل کرده بودند.جدا شدن شهرها و استان هایشان را تحمل کرده بودند.کشف حجاب و قتل بزرگانی مثل میرزا کوچک خان را تحمل کرده بودند و... .

مردمی که دیگر تحمل نداشتند تا بی احترامی به دینشان و قرآن را ببینند.دیگر تحمل سایه سنگین بیگانگانی مثل انگلیس و آمریکا را نداشتند.دیگر تحمل خیلی چیزها را نداشتند.امام فرزند این ملت شد تا برایشان پدری بکند.

مرجع بزرگ آیت الله بروجری چیزی در او دید که او را جانشین خود کرد هر چند با اعتراض بزرگان مواجه شد اما تاریخ نشان داد که اشتباه نکرد.امام با بدی ها قصد سازش نداشت.برخاست در 15 خرداد سخنرانی کوبنده کرد تا ریشه ی حکومت کفر را بکند.زندان و تبعید اثر نداشت چرا که هدفش متعالی بود.

مردی که پشتیبانش خدا بود.امام دستگیر شد اگر پشتیبانش خدا و مردم نبودند براحتی کشته میشد.در تبعید اعلامیه نوشت مبارزه کرد باز هم شاه جرات تعرض پیدا نکرد و مکانش را تغییر داد اما... .

امام پسرش را در راه انقلاب از دست داد پسری را که عاشقانه دوست داشت اما هیچگاه خم به ابرو نیاورد و آن را فدایی خدا دانست.در تبعید و زمانی که آواره در مرز عراق و کویت در حال وضو گرفتن بود هم کم نیاورد.در دهکده نوفل لوشاتو هم محبوب شد و همسایگانش به خاطر رفتنش ناراحت.

پس از پانزده سال در حال بازگشت با هواپیما در پاسخ به شایعه بمب گذاری گفت هیچ احساسی ندارم.دشمنانش از این همه آرامش او می ترسیدند و می گفتند که هیچگاه خوشحالی یا ناراحتی او را نمی توان درک کرد.در همان پرواز برای اولین بار در تاریخ در هواپیما نماز خواند.برای کسی که در هفتاد سال تنها یک بار نماز شبش قضا رفته و تا ظهر برایش گریه کرده این آرامش الهی عجیب نیست.

انقلاب اسلامی پیروز شد و همه منتظر دیدن روح الله بعد از پیروزی بودند.اما امام برای هدف های دنیوی انقلاب نکرد که بعد از به پیروزی رسیدن تغییر کند.امام مرزها را برداشت و مردم را متحد کرد و بدون جنگ و خونریزی و فقط با اعتراض و تظاهرات به پیروزی رسید.با برگزاری رفراندوم ثابت کرد که این انقلاب خواسته مردم بوده و جمهوری اسلامی را بنا کرد.سابقه نداشته که رهبری بعد از پیروزی انقلاب رفراندوم برگزار کند.

امام بارها جایگاه مردم و ملت را جایگاهی رفیع خواند.نه تنها با زبان بلکه در عمل هم ثابت کرد که میزان رای ملت است.نه تنها جمهوری اسلامی بلکه قانون اساسی را هم با رای مردم تصویب کرد.پای حکم بنی صدر را که به اعتراف خودش امام او را از پاریس میشناخته و از همان زمان مخالفش بوده را بخاطر احترام به نظر مردم امضا می کند و... .امام حکومت و دولت را نوکر و خدمت گزار مردم معرفی می کند.

و در آخرین وداعش یعنی در وصیت نامه این گونه مردم را تکریم می کند:((من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله(ص) و کوفه و عراق در عهد امیر المومنین و حسین بن علی-صلوات الله و سلامه علیهما-می باشند.))

امام در عصری که ایمان ها در جهان رو به افول گذاشته و به خرافه تبدیل شده بود چراغ راهی نه برای مردم ایران بلکه برای تمام جهان شد.ترس از امام و مردمش موجب حمله ای از طرف به ظاهر عراق و در باطن تمام قدرت های ناپاک جهان شد.که امام با تکیه بر جوانانی که در گفت و گوی با آنها فرمود:((من از این چهره های نورانی خجالت میکشم.)) در این جنگ نابرابر پیروز شد و آروزی نابودی ذره ای از خاک ایران را بر آن ناکسان حرام کرد.

امام حتی حق انتقاد از خود را به مردم داد.حق نظارت مردم بر حکومت با تاکید بر گفتار امام علی(ع) واجب دانست.امام در بسیاری از نکات مثبت جزء اولین ها بود.خانه امام در محله جماران اجاره ای بود که شاید کمتر به آن اشاره شده.امام تحمل تملق نداشت و با آن به شدت برخورد می کرد.امام جوایز سنگین به کسی نمی داد کیسه ای پلاستیکی با سکه های یک ریالی داشت که از آن به کسانی که دوست داشت هدیه ای بعنوان تبرک می داد.

و اما در آخر از رحلت امام می گویم.روح الله فرزند و پدر ملت بعد از پایه گذاری جمهوری اسلامی و عبور دادن آن از خطرات بزرگی چون جنگ و جدایی طلبی و ... آماده دیدار معبود می شود.شاید روحانی ترین و عرفانی ترین تصاویری که از یک انسان موجود باشد تصاویر آخرین روز های امام در بیمارستان است.هر انسانی از مرگ می ترسد اما گویی که مرگ از روح خدا در کالبد زمان هراس دارد.چرا که ذره ای اضطراب در وجودش دیده نمی شود.

و در آخر زیباترین بخش وصیت نامه امام خمینی(ره):

((با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم.و از خدای رحمان و رحیم می خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرند و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند و با قدرت تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدتمگزار در سد آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند و الله نگهدار این ملت و مظلومان جهان است.))

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٥
comment نظرات () لینک


+ گفتگو با محمدرضا کسرایی در مورد یک عمر فعالیت هنری به مناسبت پخش پشت کوهای بلند

من حسین عباسی شاگرد محمدرضا کسرایی در زمینه بازیگری بودم و اگر در متن این گفتگو که خودم با ایشان انجام دادم از کلمه استاد استفاده میکنم به همین خاطر است.این گفتگو ادای دین به استادی است که شاید آنطور که باید شناخته شده نباشد اما به معنی واقعی کلمه هنرمند است.

 

سلام استاد به عنوان شروع گفتگو به طور خلاصه خودتان را معرفی کنید و یک بیوگرافی از خودتان بگویید؟

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

بنده محمدرضا کسرایی بازیگر رادیو سینما و سیمای کشور هستم.اصالتا بروجردی هستم و از 12 سالگی و در سنین دبستان بازیگری را شروع کردم.ما معلمی به نام آقای اشترانی داشتیم(خدارحمتشان کند) که تمام درس های کتاب فارسی را به صورت نمایش نامه می نوشت و من و دیگر بچه ها در کلاس بازی می کردیم.

علاقه خاصی به بازیگری داشتم و به سینما می رفتم و داستان فیلم ها را برای اهل خانه بازی می کردم و گاهی اوقات که برادر و خواهر هایم به سینما می رفتند و این شباهت را می دیدند مرا بخاطر بازیم و شباهت آن به فیلم تحسین می کردند.

اصولا اعتقاد دارم که هنر اکتسابی نیست بلکه ذاتی و وراثی است که با آموزش های تئوریکی میتوان آن را پرورش داد و شکوفا کرد.در دبیرستان یک نمایش بازی کردیم بر اساس شاهنامه که من نقش پدر کاوه را بازی و کردم و خود کاوه را آقای ناصر تکلانی بازی می کرد که اکنون دندانپزشک هستند.من در آن نمایش چنان در نقش فرو رفتم که یادم رفت و با لهجه بروجردی دیالوگ گفتم و نه تنها این تغییر لهجه باعث تمسخر تماشاگران نشد بلکه مرا به شدت تشویق کردند.بازی در این نمایش یکی از شیرین ترین خاطرات من است.

به خاطر علاقه فراوانم به بازیگری و نویسندگی و تئاتر مورد سرزنش برادرم که معلم زبان انگلیسی بود قرار گرفتم.اما علاقه من باعث شد که درس را در کلاس دوازده رها کرده و به تهران بروم.در آنجا به نیروی هوایی رفتم بخاطر اینکه لباسش را دوست داشتم!(لبخند) و اینکه شاید بتوانم در رادیو نیروی هوایی مشغول به کار شوم.در آنجا هم در پایگاه شاهرخی که الان نوژه نام دارد چند نمایش را به روی صحنه بردم.از تهران به دزفول رفتم و کلاس بازیگری دایر کردم.

بعد از آن به اصفهان رفتم و نمایش نامه ای کارگردانی کردم و معاونت صدا و سیمای اصفهان آن نمایش را دیدند و فیلمش را گرفتند و از من درخواست همکاری کردند.در آنجا در واحد نمایش رادیو اصفهان که البته آن موقع ضعیف بود با آقای کرمی و فرهمند سر و سامانی به آنجا دادیم و نمایش های خوبی اجرا کردیم.بیشتر فعالیت های هنری من در اصفهان انجام شد.و تا سال 83 در آنجا زندگی می کردم. 

اولین فیلم سینمایی من بایسیکل ران کار آقای مخملباف بود(سال شصت و شش) و دومین فیلم من سلام سرزمین من بود که آقای اکبر خامین کارگردانش بود و با خانم شهلا میر بختیار و آقای شاه محمدی هم بازی بودم.از آن به بعد وارد کار تصویر شدم.یک تله فیلم به نام یک تخت و دو مسافر نوشتم و دوبار از مرکز اصفهان و یک بار از شبکه دو در روز عید غدیر خم پخش شد.متاسفانه وضعیت مالی اصلا خوب نبود و من در مضیقه مالی بودم با آن همه فعالیت.در آن روزها یک فیلم نامه به نام درزین برای نهضت سواد آموزی نوشتم در حدود صد و چهل صفحه و به تهران بردم و به آقای میرزایی معاون حاج آقا قرائتی دادم اما معلوم نشد چه بر سرش آمد!

به جز بازیگری در چه رشته های هنری فعالیت داشتید؟

نمایشنامه نویسی فیلمنامه نویسی دوبله و کارگردانی

بهترین کاری که از نظر خودتان تا بحال انجام داده اید؟

والا من روی هم رفته تمام کارهایم را تابحال دوست داشته ام و سعی کرده ام هر کارم بهترین کارم باشد و همه کارگردان ها تا بحال از من راضی بوده اند.آقای اکبر خواجویی کارگردان پیک راستان و آقای احمد جو کارگردان پشت کوهای بلند از من راضی بودند و به من لطف داشتند.

استاد از پشت کوهای بلند و کار با آقای امرالله احمد جو بگویید؟

پشت کوهای بلند طنز زیبایی است و آقای احمد جو یکی از کارگردانان قدر ایران هستند و کار با ایشان لذت بخش.جالب اینکه ایشان از حساسیت من بر روی کارم گلایه داشت و میگفت بازیگری ندیدم که انقدر حساس و باشد و حتی از من کارگردان بیشتر!

ایفای نقش شاعر صد ساله که این همه آزار در دربار سامشا دید سخت نبود؟چگونه به این نقش رسیدید؟ 

من از نقش شاعر راضی نبودم بخاطر همین آزارها اما نه برایم سخت نبود.چرا که سختی زیاد کشیده ام.نقش شاعر دیالوگ های بلندی داشت که یک صفحه A4 یا بیشتر بود اما بخش عظیمی از آنها حذف شد.شاعر نقش بسیار قوی بود با دیالوگ های طولانی اما حذف دیالوگ های انتقادی نسبت به شاه و دربار و تملق به آن ضربه زد.

بله حتی دیالوگ اعلی حضرت پادشاه با اینکه در قسمت های اولیه پخش میشد الان حذف شده و قطع صدا و پخش تصویر جلوه زشتی به کار داده.

این سریال کاملا از سریال های طنز دیگر متفاوت است و وجود تفکر انتقادی و تلخی های اجتماعی شکل خاصی به آن داده که ما در کارهای دیگر نمی بینیم؟نظر شما چیست؟

هنر یعنی انتقاد و کار طنز یعنی همین که یک تفکر و تلخی پشتش باشد و گرنه اسمش طنز نیست و لوده گریست.طنز یعنی خنده و تفکر همراه یکدیگر.

پارسال شما را در نقش نویسنده در پیک راستان و الان در نقش شاعر دیدیم مثل اینکه کارگردان های بزرگی مثل آقای خواجویی و احمدجو با نگاه تیزبین از تیپ و شخصیت هنری شما استفاده کرده اند؟

بله همین طور است.اما من نقش های کاملا متفاوت مثل افسر آلمانی در سریال پرونده بدون نام یا نقش یک معرکه گیر در فیلم تنبل قهرمان.

نقش دیگری هم در پشت کوهای بلند دارید؟

بله نقش دهقان کاش آباد که هنوز پخش نشده و در شب های آتی پخش خواهد شد.

استاد در حال حاضر چه کاری می کنید؟

چند فیلم نامه نوشته ام و در خانه سینما ثبت کردم و الان هم در حال فیلم نامه نویسی هستم.

نقش خانواده و همسرتان را در موفقیت هنریتان چگونه می دانید؟

خانواده یک بازیگر خودشان هم باید فرهنگی باشند و من از زحمات همسر عزیزم و پسرم که همیشه همراه من در این مسیر بوده اند تشکر می کنم.بازیگری با دوری از خانه در مدت های طولانی و چند ماهه همراه است که بجز با صبر خانواده میسر نمی شود.

تلخ ترین و شیرین ترین خاطره در زندگی شخصیتان؟

تلخی هایی بود که به مشکلات مالی و نبودن من در تهران و از دست دادن موقعیت های شغلی ام که در ایران فقط با در تهران بودن میسر میشد مربوط است.از اینکه نتوانستم در تهران زندگی کنم و بسیاری از موقعیت های شغلی ام را از دست دادم بسیار ناراحتم.مشکلی که تنها برای من نیست و برای تمام بازیگر های شهرستانی اتفاق می افتد.

اما تلخ ترین خاطره در سال 83 با آقای علی اکبر کاظمی که مدیر تولید صدا و سیمای تهران بودند من نقش یک کشیش مسیحی در خویگان داران اصفهان بازی کردم و در راه بازگشت از آنجا متوجه شدم پسرم آبتین که مهندس مکانیک سیالات بود و در 25 کیلومتری اصفهان به نائین تصادف کرده و از دنیا رفته.این حادثه تلخ ضربه روحی بزرگی به من زد و سه چهار سال در شوک این اتفاق بودم و زندگیم وارونه شد.به خاطر این اتفاق اصفهان که محل زندگی هنریم بود را ترک کردم و به اراک آمدم به خاطر ضربه روحی که به خودم همسرم و پسر دیگرم خورد و اکثر اقوامم در اراک بودند به اراک آمدیم.تلخ ترین خاطره زندگی من این بود و امیدوارم که این اتفاق برای هیچ کس تکرار نشود.

شیرین ترین خاطره در زندگی شخصیم زمانی بود که به من اطلاع دادند در زمینه رادیو و تلویزیون در هشتمین جشنواره تولیدات استانی نامزد شده ام و به زیبا کنار رشت دعوت شدم و جایزه بهترین بازیگر را برای بازی در نقش پدر شهید در فیلم بوی بهشت در سال 79 از آقای لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما گرفتم.

یک خاطره جالب هم دارم که گفتنش خالی از لطف نیست در فیلم فرماندار در اصفهان نقش یک دکتر را بازی کردم که مادر یکی از مجروحین از من خواهش میکرد که بچه ام را نجات بدهید و من با تلفن صحبت می کردم و به او اعتنایی نمی کردم.یکی از مریض های واقعی در لوکیشن بیمارستان جلو آمد و به من گفت آقای دکتر شما دیروز نسخه مرا مهر نکردید و اصرار داشت که من دفترچه اش را مهر کنم و من دوربین را به آن مریض نشان دادم و گفتم ماجرا چیست و دوستان پشت صحنه به شدت به آن صحنه خندیدند.

بازی با چه بازیگرهایی برایتان جالب بوده؟

بازی با امین حیایی در فیلم سینمایی گارد ویژه که نقش دامادم را داشتند و مرحوم ایلوش خوشابه و خانم زاهدی

بازی با داریوش ارجمند در فیلم خاک تابان

بازی با آقای زینال زاده در فیلم بایسیکل ران

و خیلی دیگر از عزیزانی که حضور ذهن ندارم 

استاد من سوال دیگری ندارم صحبت پایانی با شما

لطف دارید شما بنده در شان این نیستم که شما مرا استاد خطاب کنید

خواهش می کنم شما بزرگوارید

من شاگرد شاگرد بزرگان این عرصه هم نیستم.اما در سن 67 سالگی آرزو دارم که یک کار خوب بازی کنم و توانایی خودم را در این عرصه به اثبات برسانم و متشکرم از لطف شما که تشریف آوردید و با این مصاحبه خوشحالم کردید.

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۸
comment نظرات () لینک


+ امشب شب آرزوهاست

باز هم ماه رجب با برکاتش از راه رسید.تولد امام محمد باقر(ع) با شروع این ماه یه حال خاص به آدم میده و شروعی بی نظیر برای یه ماه عالیه که حال آدمو عوض میکنه.

دیروز هم که روز آزاد سازی خرمشهر عزیز بود و روز بزرگداشت حماسه مردانی که تا ایران و ایرانی هست فراموش نمیشه.

امشب لیلة الرغائب یا شب آرزوهاست شبی که از آن شب هاست که هر چه بخواهی به تو می دهند و فردا شهادت امام علی النقی هادی(ع) امامی که در زندگی اش خورشید هدایت بود و حالا هم توهین یک آدم بی شخصیت که آوردن اسمش معروف کردنشه نه تنها باعث تخریب شخصیت امام عزیز نشده بلکه باعث شده که مردم بیشتر به شخصیت امام هادی(ع) علاقه مند بشند و به فکر مطالعه درباره زندگی نامه این امام عزیز بیفتند.

و در آخر امشب شب آرزوهاست سهمی از دل پاکتان را نصیب ما بکنید.

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٤
comment نظرات () لینک


+ منتظر یک اتفاق فوق العاده عجیب در 16 خرداد باشید!

بالاخره پس از مدتها شرکت پپسی توانست طرح تبلیغاتی خود برای تاباندن لوگوی پپسی بر روی کره ماه که با مخالفت سازمان محیط زیست ملل متحد یو.اِن.ئی.پی مواجه بود را به مرحله ی اجرا برساند. بر اساس این برنامه اولین پروژه ی آزمایشی تابش نور بر سطح کره ی ماه در تاریخ 5 ژوئن 2012 (16 خرداد 91) در منطقه خاورمیانه که شرایط مناسب تری را برای انجام این کار دارا میباشد انجام خواهد شد.

زمان دقیق این پدیده غیرطبیعی و جالب شامگاه شانزدهم خرداد 91 به وقت ایران در ساعت 23:30 دقیقه است که در سرتاسر ایران نیز به صورت کامل قابل رویت خواهد بود بطوریکه مدت تابش احتمالا تنها حدود 15 دقیقه به طول خواهد انجامید.

در صورت موفقیت کامل پروژه، این طرح تبلیغاتی به صورت رسمی در نقاط دیگر جهان توسط شرکت پپسی و احتمالا دیگر غول های عرصه ی تجارت جهانی اجرا خواهد شد.

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱
comment نظرات () لینک