+ امام خمینی(ره) روح خدا در کالبد زمان

امروز قصد دارم از بزرگی یک مرد حکایت کنم.

سید روح الله مصطفوی موسوی خمینی(ره)

مردی که برای بزرگی بدنیا آمد.مردی که برای نجات مردم از دست پهلوی آمد.مردمی که دویست و چند سال خواری و خفت را تحمل کرده بودند.جدا شدن شهرها و استان هایشان را تحمل کرده بودند.کشف حجاب و قتل بزرگانی مثل میرزا کوچک خان را تحمل کرده بودند و... .

مردمی که دیگر تحمل نداشتند تا بی احترامی به دینشان و قرآن را ببینند.دیگر تحمل سایه سنگین بیگانگانی مثل انگلیس و آمریکا را نداشتند.دیگر تحمل خیلی چیزها را نداشتند.امام فرزند این ملت شد تا برایشان پدری بکند.

مرجع بزرگ آیت الله بروجری چیزی در او دید که او را جانشین خود کرد هر چند با اعتراض بزرگان مواجه شد اما تاریخ نشان داد که اشتباه نکرد.امام با بدی ها قصد سازش نداشت.برخاست در 15 خرداد سخنرانی کوبنده کرد تا ریشه ی حکومت کفر را بکند.زندان و تبعید اثر نداشت چرا که هدفش متعالی بود.

مردی که پشتیبانش خدا بود.امام دستگیر شد اگر پشتیبانش خدا و مردم نبودند براحتی کشته میشد.در تبعید اعلامیه نوشت مبارزه کرد باز هم شاه جرات تعرض پیدا نکرد و مکانش را تغییر داد اما... .

امام پسرش را در راه انقلاب از دست داد پسری را که عاشقانه دوست داشت اما هیچگاه خم به ابرو نیاورد و آن را فدایی خدا دانست.در تبعید و زمانی که آواره در مرز عراق و کویت در حال وضو گرفتن بود هم کم نیاورد.در دهکده نوفل لوشاتو هم محبوب شد و همسایگانش به خاطر رفتنش ناراحت.

پس از پانزده سال در حال بازگشت با هواپیما در پاسخ به شایعه بمب گذاری گفت هیچ احساسی ندارم.دشمنانش از این همه آرامش او می ترسیدند و می گفتند که هیچگاه خوشحالی یا ناراحتی او را نمی توان درک کرد.در همان پرواز برای اولین بار در تاریخ در هواپیما نماز خواند.برای کسی که در هفتاد سال تنها یک بار نماز شبش قضا رفته و تا ظهر برایش گریه کرده این آرامش الهی عجیب نیست.

انقلاب اسلامی پیروز شد و همه منتظر دیدن روح الله بعد از پیروزی بودند.اما امام برای هدف های دنیوی انقلاب نکرد که بعد از به پیروزی رسیدن تغییر کند.امام مرزها را برداشت و مردم را متحد کرد و بدون جنگ و خونریزی و فقط با اعتراض و تظاهرات به پیروزی رسید.با برگزاری رفراندوم ثابت کرد که این انقلاب خواسته مردم بوده و جمهوری اسلامی را بنا کرد.سابقه نداشته که رهبری بعد از پیروزی انقلاب رفراندوم برگزار کند.

امام بارها جایگاه مردم و ملت را جایگاهی رفیع خواند.نه تنها با زبان بلکه در عمل هم ثابت کرد که میزان رای ملت است.نه تنها جمهوری اسلامی بلکه قانون اساسی را هم با رای مردم تصویب کرد.پای حکم بنی صدر را که به اعتراف خودش امام او را از پاریس میشناخته و از همان زمان مخالفش بوده را بخاطر احترام به نظر مردم امضا می کند و... .امام حکومت و دولت را نوکر و خدمت گزار مردم معرفی می کند.

و در آخرین وداعش یعنی در وصیت نامه این گونه مردم را تکریم می کند:((من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله(ص) و کوفه و عراق در عهد امیر المومنین و حسین بن علی-صلوات الله و سلامه علیهما-می باشند.))

امام در عصری که ایمان ها در جهان رو به افول گذاشته و به خرافه تبدیل شده بود چراغ راهی نه برای مردم ایران بلکه برای تمام جهان شد.ترس از امام و مردمش موجب حمله ای از طرف به ظاهر عراق و در باطن تمام قدرت های ناپاک جهان شد.که امام با تکیه بر جوانانی که در گفت و گوی با آنها فرمود:((من از این چهره های نورانی خجالت میکشم.)) در این جنگ نابرابر پیروز شد و آروزی نابودی ذره ای از خاک ایران را بر آن ناکسان حرام کرد.

امام حتی حق انتقاد از خود را به مردم داد.حق نظارت مردم بر حکومت با تاکید بر گفتار امام علی(ع) واجب دانست.امام در بسیاری از نکات مثبت جزء اولین ها بود.خانه امام در محله جماران اجاره ای بود که شاید کمتر به آن اشاره شده.امام تحمل تملق نداشت و با آن به شدت برخورد می کرد.امام جوایز سنگین به کسی نمی داد کیسه ای پلاستیکی با سکه های یک ریالی داشت که از آن به کسانی که دوست داشت هدیه ای بعنوان تبرک می داد.

و اما در آخر از رحلت امام می گویم.روح الله فرزند و پدر ملت بعد از پایه گذاری جمهوری اسلامی و عبور دادن آن از خطرات بزرگی چون جنگ و جدایی طلبی و ... آماده دیدار معبود می شود.شاید روحانی ترین و عرفانی ترین تصاویری که از یک انسان موجود باشد تصاویر آخرین روز های امام در بیمارستان است.هر انسانی از مرگ می ترسد اما گویی که مرگ از روح خدا در کالبد زمان هراس دارد.چرا که ذره ای اضطراب در وجودش دیده نمی شود.

و در آخر زیباترین بخش وصیت نامه امام خمینی(ره):

((با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم.و از خدای رحمان و رحیم می خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرند و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند و با قدرت تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدتمگزار در سد آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند و الله نگهدار این ملت و مظلومان جهان است.))

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٥
comment نظرات () لینک