+ تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

 

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

 

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

 

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

 

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته در بار تو هشیار شدی

 

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

 

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٤
comment نظرات () لینک