+ یک سال عذاب ببخشید ستایش تمام شد!

سریال ستایش بعد از حدود یک سال پخش و پنجاه قسمت به کار خود پایان داد و آخرین قسمت آن پخش شد.

این سریال توانست با یک زمان پخش خوب شب جمعه که احتمالا همه اعضای خانواده در منزل هستند و به بازی گرفتن احساسات مردم مخاطبان زیادی بدست بیاورد!

 

از سوتی های بسیار کار مثل ماشین های جدید و دوگانه سوز! و یا سیسمونی بچه های ستایش که پر بود از عروسک های که نهایتا دو سه سال از آمدنشان به بازار ایران میگذرد! و ... که بگذریم به خود داستان کار می رسیم.

سعید سلطانی کارگردان این کار به ساختن سریال های تلخی مثل پس از باران خانه ای در تاریکی و ... که قهرمانش یک زن باشد مشهور است اما این کار واقعا عذاب آور بود سریالی که سه بار کارگردانش تغییر کرد و هم چنین بازیگرانی که پیشنهاد بازی در کار را رد کردند ابتدا قرار بود ایرج قادری کارگردان باشد که بخاطر بیماری سرطان مجبور به کنار گذاشتن کار شد شیلا خداداد هم که قرار بود نقش ستایش را بازی کند انصراف داد سپس افشین هاشمی کار را در دست گرفت باز هم به دلایل نامعلوم انصراف داد و کار به سعید سلطانی رسید جالب اینکه برای نقش طاهر نیما شاهرخ شاهی و حامد بهداد را انتخاب کردند که شاهرخ شاهی بدلیل عدم تمایل به کار در تلویزیون که جالب اینجاست که بعدا در سریال موج و صخره و تله فیلم ها بازی کرد! و بهداد بخاطر دستمزد بالا توافق نکردند سوال اینجاست چرا شاهرخ شاهی و بهداد طاهر یک شخصیت معصوم و پاک است که مهدی پاکدل خوب آن را بازی کرد اما به نظر شما اگر شاهرخ شاهی و بهداد قبول میکردند با سابقه نقش های منفی که از آن ها سراغ داریم میتوانستند از عهده این نقش بربیایند؟!!

با پخش چند قسمت و اقبال مردم روند سریال خراب شد شخصیت آرام و پاک ستایش یک شخصیت تند خو و هتاک شد! حشمت فردوس از یک پدر معمولی قدیمی به پدری سخت گیر و بی رحم که فقط نوه ی پسر میخواهد تبدیل شد!

مرگ محمد برادر ستایش اول تلخی ها بود سپس مادر محمد در حالیکه در یک لحظه شاد و شاید شاد ترین لحظه زندگی اش تولد نوه اش قرار داشت مرد!حال باید یک نفر دیگر کشته می شد اما مردن طاهر بزرگترین اشتباه کارگردان و نویسنده بود که بعد از آن یک سری از مخاطبان از کار دلسرد شدند و دیگر دنبالش نکردند و بقیه به امید دانستن پایان کار آن را دنبال می کردند.

این سریال احتمالا یکی از سریال های بیست و چند قسمتی بوده که با استقبال مردم یک شبه پنجاه قسمتی شده!

بعد از مرگ طاهر کارگردان مجبور به تغییر شخصیت های سریال و آوردن بازیگران جدید و کش دار کردن داستان شد!که هیچ کدام باعث بهتر شدن وضع سریال نشد و در پایان پدر ستایش بعد از تحمل رنج آلزایمر هم مرد تا ستایش ابر قهرمان داستان با حمایت پدر بزرگ هشتاد نود ساله اش زندگی اش را ادامه بدهد و مخاطبان را در انتظار فصل دوم بگذارد!

واقعا این همه تلخی و عذاب برای چه؟چرا کمی از این تلخی کم نشد تا مخاطب کمی هم از کار لذت ببرد؟امیدورام از این به بعد متن ها باعث جذب مخاطب شود نه تلخی یا لودگی

به هر حال کسانی که بدنبال پایان سریال بودند نیز تیرشان به سنگ خورد و باید منتظر فصل دومی باشند که نه فیلم برداری اش آغاز شده نه انتخاب بازیگرانش!

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٧
comment نظرات () لینک