+ یه وقتایی دلم بدجور می گیره

وقتی یکی چندتا خونه داره و یکی مستاجر و اساسش داخل کوچه

وقتی یکی میلیون میلیون بدون زحمت در میاره یکی با کارگری و جون کندن برای چندر غاز تازه باید منتظر باشه ببینه که صاحب کارش حقش رو میده یا حقوق 6 ماهش رو هاپولی میکنه

وقتی یکی بهترین غذاها و رنگین ترین سفره ها رو داره اما یکی در حسرت نیم کیلو گوشت یا حتی یدونه نون مونده و انقدر با حیاست که دستش رو پیش هیچ کس دراز نمیکنه

و ...

اما بیشتر از همه وقتی دلم میسوزه که کاری از دستم بر نمیاد که براشون بکنم

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٧
comment نظرات () لینک