+ طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی



دوباره پلک دلم می پرد،نشانه چیست؟

شنیده ام که می آید کسی به مهمانی



کسی که سبزتر از هزار بهار

کسی،شگفت کسی آن چنان که میدانی



کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است

تویی که در سفر عشق،خط پایانی



تویی بهانه آن ابرها که می گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی



تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد

بیا که می رود این شهر،رو به ویرانی



کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

 

قیصر امین پور

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/۱٤
comment نظرات () لینک


+ سلام آقا

سلام آقا

امروز هم مثل هر روز دل هوای تو را می کند.دل هوای حضور نازنینی می کند که قرن هاست ندیده عاشق می کند.در این دنیا تا یاد دارم افتخارم عاشقی ات بوده و هست.

چه شده از من و ما ناراحتی؟!!

نه من جسارت دل گیری بی جا به خود نمی دهم.من از خودم دل گیرم از خودمان دل گیرم که اگر به یادت بودم نیازی به دل تنگی نبود.اگر من فراموشی عشقت را پیشه نمی کردم تو اینجا بودی.

باز هم نیمه شعبان آمد و نیامدی نه بهتر است بگویم من نیامدم.باز هم یادم رفت به سلامت جوابی بدهم سلامی که هر لحظه میکنی و من...

به امید روزی که کوتاهی ها را جبران کنم و جبران کنیم و تو باشی و در حضورت جشن نیمه شعبان بگیریم.

اللهم عجل لولیک الفرج 

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/۱٤
comment نظرات () لینک