+ سانسور تا ثریا

در پست قبلی به این مطلب اشاره کوتاهی کردم سریال تا ثریا که در 45 قسمت ساخته شده بود که به خاطر تلخی زیاد و حوادث پی در پی 12 قسمت و 500 دقیقه از آن سانسور شد.

من یکی که نمی دونم چرا سریال های تلوزیون باید انقدر تلخ و نا امید کننده و غیر واقعی باشه آخه مگر میشه زنی که در جوانی همسرش مرده و بخاطر بچه هاش ازدواج نکرده و با عرق ریختن و خون دل بچه هاش رو بزرگ کرده یک دفعه یه هیولا بشه!این قبول که ثریا بعد 15 سال دوباره ازدواج کرد و پول هاش رو هم نزول داد اما دیگه چرا شوهرش رو بکشه!

قسمت های حذف شده سریال درباره این بوده که ثریا باردار شده که از چندین بار بالا آوردنش مشخص بود!و اون جلسه دادگاهی که نیامد و حالش به هم خورد و تازه مشخص میشه که نه تنها زن خوبی نبوده بلکه در جوانی و بعد از مرگ شوهرش صیغه می کنه و شوهر صیغه ایش وارد داستان میشه دیالوگ های زشتی بر ضد ثریا گفته میشه شخصیت ثریا کاملا خورد میشه و ... .

دم صدا و سیما گرم که حداقل این بار یه کار خوب کرد و ترمز تا ثریا و شیدایی رو کشید!به خدا مردم بازیچه دست ما نیستند باید بهشون احترام بگزاریم!

این پست رو زدم تا بدونید قسمت های حذف شده آش دهن سوزی هم نبوده فقط پیشتر اعصابتون رو خورد می کرده!

یا حق

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱
comment نظرات () لینک


+ اندر حکایت لازانیا با دوغ!

آورده اند که در روزگاران قدیم در سنه هزار و سیصد و نود شمسی سریال های رسانه ملی چنان غم انگیز و نسل کش!بودند که پس از به پایان رسیدن ستایش(انقراض بنی آدم) و از یاد رفته(آیفون تصویری در اواخر دهه شصت وجود داشته؟!!)در ماه دی آن سنه سه سریال پخش شد که هر کدام از دیگری در جرم و جنایت و غم انگیزی و سیاهی دنیا و ... سبقت می گرفت!

در آن زمان بچه های بالای رسانه ملی چاره اندیشیده و امر فرمودند که:((جمش کنید بابا دیگه حال خودمون هم به هم خورد.))لذا با صدور این امر خردمندانه تا ثریا و شیدایی در شب پسین به پایان رسیدند!

تا ثریا 12 قسمت و 500 دقیقه از خود را حذف شده دید!و به پایان رسید مردم هم که شعور نداشتند بفهمند که بانو ثریا بعد از ده بار بالا آوردن حامله است!یا آن پسر نوجوانش در پایان داستان به دخترک می رسد و قسمت آخر سریال مثل چینی بند زده می ماند!با گذشت این همه سال محققان هنوز به دنبال چنین زن مذهبی و پلیدی در تاریخ ایران می گردند اما یافت می نشود!

و اما بحث شیرین شیدایی که بانو لیلا در طی چند دقیقه و بخاطر آمدن دکتر جدید در روستا به این نتیجه رسید که بهتر است به جای طلاق با طاها عاشقانه‌ آدم برفی بسازد و برف بازی کند دختر حاج سپاهان که اسمش در یاد مورخ محترم نبود!در طی این چند دقیقه نه تنها شلی پایش خوب شد بلکه حس شنوایی اش چنان قوی شد که صدای همسرش حمید خان مغول! را از باغ به وضوح می شنوید!

اما در خانه دایی یحیی شیدا تقاضای دوغ می کند که با لازانیا میل بفرماید و خانواده دایی یحیی چه ذائقه فرهنگ سازی داشتند که لازانیا با دوغ می خوردند!(بعدها به خاطر این عمل عالی از کارگردان بازیگران و گروه سازنده تقدیر به عمل آمد!)دایی یحیی صبح روز بعد به خانه افسانه میرود و میبیند که شناسنامه و پول و پاسپورت را برداشته و رفته اما عزم راسخش باعث می شود که افسانه را که می توانست به چهار گوشه گیتی رفته باشد را تا ظهر همان روز پیدا کند!اما افسانه از صبح تا ظهر متحول کشت و از سفر به بلاد خارجه منصرف!و یک مغازه  در بهترین جای تهران خرید و در همان صبح تا ظهر گل هایی از بهترین های جهان را در آنجا جمع آوری کرد و سبزه عید کاشت و سبزه ها رشد کرده و بسیار زیبا شدند!در آخر هم خانواده دایی یحیی با افسانه جون لازانیای دیشب را در نهار می خورند البته این بار بدون دوغ و با نوشابه!سرنوشت شیدا هم این میان مهم نبود مهم اتمام سریال بود!

به پایان آمد این دفتر اما ساخت سریال های مزخرف با پایان های مزخرف تر همچنان باقیست!

نویسنده : حسین عباسی ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
comment نظرات () لینک