اندر حکایت لازانیا با دوغ!

آورده اند که در روزگاران قدیم در سنه هزار و سیصد و نود شمسی سریال های رسانه ملی چنان غم انگیز و نسل کش!بودند که پس از به پایان رسیدن ستایش(انقراض بنی آدم) و از یاد رفته(آیفون تصویری در اواخر دهه شصت وجود داشته؟!!)در ماه دی آن سنه سه سریال پخش شد که هر کدام از دیگری در جرم و جنایت و غم انگیزی و سیاهی دنیا و ... سبقت می گرفت!

در آن زمان بچه های بالای رسانه ملی چاره اندیشیده و امر فرمودند که:((جمش کنید بابا دیگه حال خودمون هم به هم خورد.))لذا با صدور این امر خردمندانه تا ثریا و شیدایی در شب پسین به پایان رسیدند!

تا ثریا 12 قسمت و 500 دقیقه از خود را حذف شده دید!و به پایان رسید مردم هم که شعور نداشتند بفهمند که بانو ثریا بعد از ده بار بالا آوردن حامله است!یا آن پسر نوجوانش در پایان داستان به دخترک می رسد و قسمت آخر سریال مثل چینی بند زده می ماند!با گذشت این همه سال محققان هنوز به دنبال چنین زن مذهبی و پلیدی در تاریخ ایران می گردند اما یافت می نشود!

و اما بحث شیرین شیدایی که بانو لیلا در طی چند دقیقه و بخاطر آمدن دکتر جدید در روستا به این نتیجه رسید که بهتر است به جای طلاق با طاها عاشقانه‌ آدم برفی بسازد و برف بازی کند دختر حاج سپاهان که اسمش در یاد مورخ محترم نبود!در طی این چند دقیقه نه تنها شلی پایش خوب شد بلکه حس شنوایی اش چنان قوی شد که صدای همسرش حمید خان مغول! را از باغ به وضوح می شنوید!

اما در خانه دایی یحیی شیدا تقاضای دوغ می کند که با لازانیا میل بفرماید و خانواده دایی یحیی چه ذائقه فرهنگ سازی داشتند که لازانیا با دوغ می خوردند!(بعدها به خاطر این عمل عالی از کارگردان بازیگران و گروه سازنده تقدیر به عمل آمد!)دایی یحیی صبح روز بعد به خانه افسانه میرود و میبیند که شناسنامه و پول و پاسپورت را برداشته و رفته اما عزم راسخش باعث می شود که افسانه را که می توانست به چهار گوشه گیتی رفته باشد را تا ظهر همان روز پیدا کند!اما افسانه از صبح تا ظهر متحول کشت و از سفر به بلاد خارجه منصرف!و یک مغازه  در بهترین جای تهران خرید و در همان صبح تا ظهر گل هایی از بهترین های جهان را در آنجا جمع آوری کرد و سبزه عید کاشت و سبزه ها رشد کرده و بسیار زیبا شدند!در آخر هم خانواده دایی یحیی با افسانه جون لازانیای دیشب را در نهار می خورند البته این بار بدون دوغ و با نوشابه!سرنوشت شیدا هم این میان مهم نبود مهم اتمام سریال بود!

به پایان آمد این دفتر اما ساخت سریال های مزخرف با پایان های مزخرف تر همچنان باقیست!

/ 6 نظر / 12 بازدید

جالب بود . من باب اطلاع رسانی عرض میکنم : پیدا شدن افسانه بعد از ظهر فردا نبود ,‌ بعد از چند وقت بود . نشانش همون سبزه هان که بعد از زمشتون برای عید سبز شدن . و اینکه اونیکه داشتن با افسانه روش سس میریختن میخوردن پیتزا بود نه لازانیای چند ماه پیش .

حقیقت تلخه. من نمیدونم چرا مسئولین فکر میکنند مردم خر هستند ؟ این نوع توهین از فحش خواهر مادر هم در یرنامه مستقیم به مردم بدتره! واقعا میخوام گریه کنم... ببینید به کجا رسیدیم که با شعور مخاطب اینجوری بازی میکنند و قه قه به ریش ملت میخندند...

[سبز]

نازنین

ممنون ای کاش زمان پخش سریال شیدایی مخاطب وبتون بودم چون از سریال چیز زیادی به یاد ندارم چون زیاد اهل نگاه کردن به فیلم وسریال وکلا تلویزیون نیستم و متاسفانه بیشتر وقتم با سیستم می گذره واخبار اطلاعاتم از این طریق با این حال ماشاالله چه مو شکافانه به سریالها نگاه کرده اید[دست][دست][دست][دست]

hoda

منم با اولین نظر موافقم و فکر می کنم شما اشتباه کردین[چشمک] ولی آشتی کردن طاها و لیلا و شنیدن حرفای حمید توسط عاطفه واقعا خیلی منطقی بود[قهقهه]

hoda

خب منم با یادداشتتون موافقم نگفتم همش اشتباهه [لبخند] یادداشتتون خیلی خوب بود